اعتقاد به توحید ذاتی ازجمله موضوعات توحیدی است که اساس اعتقادات انسان را شکل میدهند. با توجه به تأثیر غیرقابلانکار اعتقادات در رفتار و اعمال انسان، لزوم توجه به مباحث توحیدی و شیوه استدلال به آنها در قرآن کریم، ضروری است. هدف این تحقیق هم بررسی شیوههای استدلالی علامه طباطبایی(ره) در کتاب شریف المیزان و با محور قرار دادن آیات توحید ذاتی است. روش مقالهی «بررسی شیوه استدلالی علامه طباطبایی در المیزان با محوریت آیات توحید ذاتی» روش توصیفی – تحلیلی است. یافتههای تحقیق حاکی از آن است که علامه طباطبایی(ره) در خصوص توحید ذاتی با تفکیک معنای احدیت و واحدیت بهعنوان دو بخش مهم توحید ذاتی، احدیت را به یکتایی یعنی نداشتن ترکیب اعم از جزء بالفعل یا جزء بالقوه معنا نمودهاند. و واحدیت را به نداشتن نظیر و شریک برای خداوند و یگانگی ذات الهی معنا نمودهاند که این نظر مطابق نظر ائمه اطهار (ع) بوده و وحدت عددی را نیز نفی میکند. علامه با استفاده از استدلال مباشر و غیر مباشر مدعاهای خود را ثابت نموده است؛ ولی بیشتر استدلالات ایشان غیر مباشر و از نوع قیاس است، بهطوریکه استفاده از براهین قطعی و یقینی، از ویژگیهای استدلالی ایشان به شمار میآید.