دانشپژوه سطح 4 کلام اسلامی حوزه علمیه حضرت قاسم بن الحسن(ع)
چکیده
اومانیسم (انسانگرایی) بهمثابۀ جنبشی فلسفی و فرهنگی که خاستگاه رنسانس و بستر شکلگیری مدرنیته غربی است، با قراردادن انسان در مرکز ثقل هستیشناسی، معرفتشناسی و ارزششناسی، رویکردی رادیکال را در تقابل با سنتهای فکری پیشین، بهویژه الهیات قرونوسطی، بنیان نهاد. بنیانگذاران این جنبش در پی احیای آزادی، خودمختاری و عاملیت انسان بودند که بهزعم آنان در دوران تفوق کلیسا به غفلت سپرده شده بود تا بدین ترتیب انسان بر طبیعت و تاریخ مسلط شود. پژوهش حاضر که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با روش کتابخانهای تدوین شدهاست، در صدد واکاوی مؤلفههای ایجابی و سلبی جهانبینی اومانیستی در قرن بیستم بود. این امر از آن جهت حائز اهمیت است که اندیشمندان اومانیست، غالباً بر عدم نیاز اخلاق به پیششرطهای دینی تأکید و با تقابل میان نهادهای مذهبی و نظامهای آموزشی و سیاسی، خواستار اصلاح همهجانبۀ فرهنگ در جهت انعکاس و تشویق بزرگترین تواناییهای انسانی بودهاند.این نوشتار به بررسی تفصیلی مؤلفههای ایجابی و سلبی اومانیسم و جهانبینی آن و به آسیبشناسی انتقادی جهانبینی اومانیستی از منظر اسلام پرداخته و چالشهای آن را با تعالیم شریعت واکاوی کرده است.