این پژوهش با هدف نقد دیدگاه «تاریخمندی مطلق» انسان و قرآن، بر اساس مبانی انسانشناختی نظریه ابتناء انجام شده است. برخی رویکردهای نواندیشانه، با تأکید افراطی بر تاریخگرایی، پیامبر اکرم (ص) را محصول فرهنگ عرب جاهلی و قرآن را متنی صرفاً تاریخی و محدود به بستر نزول میدانند. در مقابل، این مقاله با رویکردی کیفی و روش تحلیلی-استدلالی — مبتنی بر جمعآوری دادههای کتابخانهای و تحلیل مفهومی متون دینی، فلسفی و کلامی — استدلال میکند که انسان دارای فطرتی ثابت و جاودانه است که ریشه در ذات فراتاریخیاش دارد و شامل عقل، عدالتطلبی، کمالپرستی و میل ذاتی به جاودانگی میشود. این فطرت، زمینهساز شناخت حقیقت وحی و جلوگیری از نسبیگرایی معرفتی و اخلاقی است. همچنین، با تأکید بر عصمت پیامبر (ص) و ماهیت الهی قرآن، وحی بهعنوان حقیقتی مطلق و فراتاریخی (التنزیل) معرفی میشود که هرچند در قالب زبان و فرهنگ انسانی (التنزُّل) تجلی یافته، ذات آن تحت تأثیر شرایط تاریخی نیست. یافتهها نشان میدهد که فهم صحیح قرآن مستلزم تلفیق هوشمندانه دو رویکرد است: توجه به زمینه تاریخی-فرهنگی نزول و پایبندی به اصول ثابت دینی ریشهدار در فطرت انسان و حقیقت وحی. این رویکرد، هم از نسبیگرایی تاریخگرایانه جلوگیری میکند و هم از جمود فهم غیرتاریخی.