بحث اختیار و جبر از مسائل بنیادین فلسفه و کلام است که دو دیدگاه ناسازگاری و سازگاری را بهوجود آورده است. دیدگاه ناسازگاری، علیت و اختیار را متعارض میداند و برای اثبات اختیار، ضرورت وجود ارادهای آزاد از هر علت را مطرح میکند. این دیدگاه با مشکلات منطقی مانند تسلسل ارادهها و فرض فعل نامعلل روبهرو است. همچنین، علوم تجربی، از جمله فیزیک کلاسیک و جدید، توانایی اثبات یا نفی قطعی جبر یا اختیار را ندارند؛ زیرا مسائل فلسفی عمیقتری مطرح است که فراتر از حوزه تجربی است. نظریه سازگاری که از دیدگاه بسیاری از فلاسفه اسلامی نیز حمایت شده است، بر امکان جمع بین علیت جهانی و اختیار انسانی تأکید دارد و تعارض میان آن دو را نفی میکند. این نظریه، با تحلیل دقیق مفاهیم علیت و اختیار، چارچوبی منطقی و مستحکم برای فاعلیت انسان فراهم آورده است. بنابراین، مباحث اختیار و جبر نیازمند تأملات فلسفی عمیقتر است و نباید صرفاً به دادههای علوم تجربی محدود شود. این مقاله نشان میدهد که نظریه سازگاری بهترین عملکرد را در پاسخگویی به پرسشهای مربوط به اختیار داشته و مسیر پژوهشهای آینده را مشخص میکند.