استادیار گروه آموزش الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
چکیده
یکی از مسائل مهم و قابلتوجه در آموزش الهیات، روشها و رویکردهای آموزشی و تأثیر آن در یادگیری است و دو رویکرد پرکاربرد در این زمینه رویکرد کلامی و تاریخی است. رویکرد کلامی مبتنی بر روش قیاسی است و رویکرد تاریخی مبتنی بر روش استقرایی است. در پژوهش پیشرو با استفاده از منابع کتابخانهای دستاول و بهروش توصیفی-تحلیلی، باور به عصمت پیامبران با دو رویکرد کلامی و تاریخی ارزیابی شده و مزایا و معایب هرکدام در آموزش عقاید واکاوی شده است. بر پایۀ نتایج بهدستآمده در این پژوهش، رویکرد کلامی اتقان بیشتری دارد؛ اما مخاطبان محدودی دارد. در رویکرد کلام عقلی به جهان بیرون از ذهن توجه چندانی نمیشود و آموزش فراگیرانی که از ذهن انتزاعی قوی برخوردار نباشند، در این رویکرد با مشکل مواجه خواهد شد. همچنین رویکرد کلامنقلی مبتنی بر پیشفرض قداست و حقانیت متون دینی است و برای کسی که چنین باوری ندارد، مؤثر نیست. از سوی دیگر، رویکرد تاریخی میتواند طیف گستردهتری از فراگیران را تحتتأثیر قرار دهد؛ اما نسبت به رویکرد کلامی اتقان کمتری دارد. همچنین برخی عقاید مانند خداشناسی و فرجامشناسی اساساً ماهیت تاریخی ندارند. در نهایت به نظر میرسد بهترین شیوه در آموزش عقاید، بهرهگیری از هر دو رویکرد کلامی و تاریخی است.